فرهنگ آریان‌پور

چفت

#۷۱٬۱۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hasp

چفت، کلاف، قرقره، ماکو، ماسوره، چفت کردن، بستن، دور چیزى پیچیدن

۲

fastener

چفت، بست

۳

lid

سرپوش، کلاهک، دریچه، پلک چشم، چفت، کلاهک گذاشتن، دریچه گذاشتن، چفت زدن به

۴

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۵

latch

قفل کردن، چفت کردن، محکم نگاه داشتن، به وسیله کلون محکم کردن، چفت، ضامن

۶

snick

جزء چیزى را بریدن، ضربت سریع زدن، گره زدن، چفت کردن، چفت، کشیدن، به حرکت آوردن سهم، قسمت

۷

doorknob

دستگیره در، چفت

۸

holdfast

بند، عقربک، چفت، میخ، گیر، گیره، قلاب

۹

clamp

گیره، بند، انبرک، با گیره نگاه داشتن، با قید و منگنه محکم بستن

۱۰

catch

(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار

۱۱

clasp

گیره قزن قفلى، جفت چپراست، قلاب، در آغوش گرفتن، بستن

۱۲

fastening

بستن، محکم کردن، چسباندن، سفت شدن