فرهنگ آریان‌پور

چشمی

#۷۱٬۱۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ocular

چشمى، بصرى، باصره اى، وابسته به دید چشم، فطرى

۲

eyepiece

چشمى، عدسى سر دوربین یامیکروسکپ

۳

ophthalmic

چشمى وابسته به چشم، دچار چشم درد، داروى چشم درد

۴

optic

وابسته به بینایى، چشمى، بصرى، شیشه عینک، چشم optic visually

۵

eyed

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن eye