فرهنگ آریانپور
چشمگیر
#۷۱٬۱۲۷
saleint
بیرون آمده، درحال جست و خیز (تصویر شده)، برجسته، چشمگیر، بیرون زده
saleintiant
بیرون آمده، درحال جست و خیز (تصویر شده)، برجسته، چشمگیر، بیرون زده
some
برخى، بعضى، بعض، برخى از، اندکى، چندتا، قدرى، کمى از، تعدادى، غالباً، تقریبا، کم و بیش، کسى، شخص یا چیز معینى some زننده
sporty
ورزشى، ورزشکارانه، جلف پوشاک
dressy
خودساز، متداول، لباس دوست
shining
درخشان، تابناک عامیانه
salient
برجسته، نمایان، رو به بیرون، (به زبان شوخى) جست و خیز کننده
splashy
داراى ترشح، داراى صداى چلپ چلوپ
glaring
درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن
blatant
پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا
egregious
فاحش، بزرگ، برجسته، نمایان، انگشت نما
arresting
توقیف، توقیف کردن، بازداشتن، جلوگیرى کردن
conspicuous
انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور