فرهنگ آریان‌پور

چشمگیر

#۷۱٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

saleint

بیرون آمده، درحال جست و خیز (تصویر شده)، برجسته، چشمگیر، بیرون زده

۲

saleintiant

بیرون آمده، درحال جست و خیز (تصویر شده)، برجسته، چشمگیر، بیرون زده

۳

some

برخى، بعضى، بعض، برخى از، اندکى، چندتا، قدرى، کمى از، تعدادى، غالباً، تقریبا، کم و بیش، کسى، شخص یا چیز معینى some زننده‌

۴

sporty

ورزشى، ورزشکارانه، جلف پوشاک‌

۵

dressy

خودساز، متداول، لباس دوست

۶

shining

درخشان، تابناک عامیانه‌

۷

salient

برجسته، نمایان، رو به بیرون، (به زبان شوخى) جست و خیز کننده

۸

splashy

داراى ترشح، داراى صداى چلپ چلوپ

۹

glaring

درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن

۱۰

blatant

پر سر و صدا، شلوغ کننده، خودنما، خشن، رسوا

۱۱

egregious

فاحش، بزرگ، برجسته، نمایان، انگشت نما

۱۲

arresting

توقیف، توقیف کردن، بازداشتن، جلوگیرى کردن

۱۳

conspicuous

انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور