فرهنگ آریان‌پور

چشمک زن

#۷۱٬۱۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

blinker

چشمک زن، چشم بند اسب، چراغ راهنماى اتومبیل

۲

simperer

چشمک زن، خنده کننده بدون دلیل

۳

twinkler

چشمک زن، جرقه زن

۴

winker

چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن، چشمک، اغماض کردن

۵

flasher

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى flash