فرهنگ آریان‌پور

چشمک

#۷۱٬۱۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

wink

چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن، چشمک، اغماض کردن

۲

blink

چشمک زدن، سوسو زدن، تجاهل کردن، نادیده گرفته، نگاه مختصر، چشمک

۳

eyewink

چشمک، اشاره با چشم

۴

twinkle

چشمک زدن (بویژه در مورد ستارگان)، برق زدن یا تکان تکان خوردن، چشمک، بارقه، تلالوء

۵

twinkling

چشمک، چشم بر هم زنى

۶

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى