فرهنگ آریانپور
چشمک
#۷۱٬۱۲۰
wink
چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن، چشمک، اغماض کردن
blink
چشمک زدن، سوسو زدن، تجاهل کردن، نادیده گرفته، نگاه مختصر، چشمک
eyewink
چشمک، اشاره با چشم
twinkle
چشمک زدن (بویژه در مورد ستارگان)، برق زدن یا تکان تکان خوردن، چشمک، بارقه، تلالوء
twinkling
چشمک، چشم بر هم زنى
flash
تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى