فرهنگ آریان‌پور

چشم تار - دارای -

#۷۱٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

purblind

نابینا، نیم کور، داراى چشم تار، نیم کور کردن

۲

sand blind

داراى چشم تار

۳

gravel blind

تقریبا کور، داراى چشم تار، داراى دید کم