فرهنگ آریانپور
چشم پوشیدن از
#۷۱٬۰۱۰
waive
چشم پوشیدن از، از قانون مستثنى کردن
forgo
(past: forwent ; past participle: forgone) ـ چشم پوشیدن از، صرفنظر کردن از، رها کردن
spare
دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک
quitclaim
ترک دعوى، چشم پوشیدن از، واگذار کردن