فرهنگ آریانپور
چشم پوشی کردن
#۷۱٬۰۰۶
condone
چشم پوشى کردن از، اغماض کردن، بخشیدن
overlook
مسلط یا مشرف بودن بر، چشم پوشى کردن، چشم انداز
blink
چشمک زدن، سوسو زدن، تجاهل کردن، نادیده گرفته، نگاه مختصر، چشمک
excuse
بهانه، دستاویز، عذر، معذور داشتن، معاف کردن، معذرت خواستن، تبرئه کردن
forbear
(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى
disregard
نادیده گرفتن، اعتنا نکردن، عدم رعایت