فرهنگ آریان‌پور

چشم بندی‌ کردن

#۷۰٬۹۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hoodwink

چشم بندى کردن، فریب دادن، اغفال کردن

۲

juggle

شعبده، تردستى، حقه بازى، شیادى، چشم بندى