فرهنگ آریانپور
چشم بند اسب
#۷۰٬۹۸۶
blinkers
چشم بند اسب
blinker
چشمک زن، چشم بند اسب، چراغ راهنماى اتومبیل
winker
چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن، چشمک، اغماض کردن
blinder
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش blind