فرهنگ آریان‌پور

چسبیدن به

#۷۰٬۸۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

grip

(grippe =) ـ (پزشکى) نزله وبایى ناى، زکام همه جاگیر، گریپ، آنفلوانزا، چنگ زنى، چنگ، نیروى گرفتن، ادراک و دریافت، نهر کوچک، نهر کندن، محکم گرفتن، چسبیدن به

۲

hang

(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق

۳

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۴

cleave

(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول