فرهنگ آریان‌پور

چسبنده

#۷۰٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gooey

چسبنده، چسبناک، کاملاً احساساتى

۲

gummy

چسبنده، صمغى

۳

adhesive

چسبنده، چسبیده، چسبدار

۴

innate

درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى

۵

sticky

چسبناک، چسبنده، دشوار، سخت، چسبناک کردن

۶

viscid

چسبناک، چسبنده، غلیظ و شیره مانند clinger

۷

inherent

ذاتى، اصلى، چسبنده

۸

glutinous

چسبناک، لزج، چسبنده، سریشمى

۹

tenacious

سرسخت، محکم، چسبنده، سفت، مستحکم، استوار

۱۰

sticktight

خار چسبنده، چسبنده (مثل کنه)، آدم سمج و مزاحم

۱۱

sticker

کاغذ خودچسب، دشنه، دشنه زن

۱۲

viscous

چسبناک

۱۳

clinging

(past: clung ; past participle: clung) ـ صداى جرنگ (مثل صداى افتادن پول خرد) چسبیدن، پیوستن، (مجازى) وفادار بودن