فرهنگ آریان‌پور

چسبندگی

#۷۰٬۸۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

adherence

چسبندگى، الصاق، هواخواهى، تبعیت، دوسیدگى

۲

pastiness

چسبندگى، حالت خمیرى

۳

stick

(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه

۴

cohesion

پیوستگى، چسبندگى، هم بستگى، جاذبه مولکولى

۵

tenacity

سختى، سفتى، چسبندگى، اصرار، سرسختى

۶

tack

میخ سرپهن کوچک، پونز، رویه، مشى، خوراک، میخ زدن، پونز زدن، ضمیمه کردن

۷

viscosity

ناروانى، چسبناکى