فرهنگ آریانپور
چسبندگی
#۷۰٬۸۸۴
adherence
چسبندگى، الصاق، هواخواهى، تبعیت، دوسیدگى
pastiness
چسبندگى، حالت خمیرى
stick
(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه
cohesion
پیوستگى، چسبندگى، هم بستگى، جاذبه مولکولى
tenacity
سختى، سفتى، چسبندگى، اصرار، سرسختى
tack
میخ سرپهن کوچک، پونز، رویه، مشى، خوراک، میخ زدن، پونز زدن، ضمیمه کردن
viscosity
ناروانى، چسبناکى