چسباندن
#۷۰٬۸۶۳
close fitting
چسباندن، قالب تن
gum
لثه دندان، انگم، صمغ، چسب، قى چشم، درخت صمغ، وسیع کردن، با لثه جویدن، چسب زدن، چسباندن، گول زدن، صمغى شدن
bind
(past: bound ; past participle: bound) ـ بستن، گرفتار و اسیر کردن، مقید و محصور کردن، به هم پیوستن، چسباندن، صحافى کردن و دوختن، الزام آور و غیر قابل فسخ کردن (به وسیله تعهد یا بیعانه)، متعهد و ملزم ساختن، بند، قید، بستگى، علاقه، مقید کردن، جلد کردن
glue
چسب، سریش، چسباندن، چسبیدن
paste
خمیر، چسب، سریش، گل یا خمیر، نوعى شیرینى، چسباندن، چسب زدن به، خمیر زدن
stick
(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه
attach
الصاق کردن، بستن، پیوستن، پیوست کردن، ضمیمه کردن، چسباندن، نسبت دادن، گذاشتن، (حقوق) ضبط کردن، توقیف شدن، دلبسته شدن
cement
سمنت، سیمان، سمنت کردن، چسباندن، پیوستن
fasten
بستن، محکم کردن، چسباندن، سفت شدن
agglutinate
چسباننده، التیام آور، چسب، دواى التیام آور چسباندن، ترکیب کردن، تبدیل به چسب کردن
jam
گیر کردن چپاندن، مربا، فشردگى، چپاندن، فرو کردن، گنجاندن (با زور و فشار)، متراکم کردن، شلوغ کردن، شلوغ کردن (با آمد و شد زیاد)، بستن، مسدود کردن، وضع بغرنج، پارازیت دادن
post
پست، شغل، پست کردن، بدیوار زدن، چاپار، نامه رسان، پستچى، مجموعه پستى، بسته پستى، سیستم پستى، پستخانه، صندوق پست، تعجیل، عجله، ارسال سریع، تیر تلفن و غیره، تیردگل کشتى و امثال آن، پست نظامى، پاسگاه، مقام، مسئولیت، آگهى و اعلان کردن
affix
پیوستن، ضمیمه کردن، اضافه نمودن، چسبانیدن
plaster
گچ، خمیر مخصوص اندود دیوار و سقف، دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن، گچ زدن، گچ مالیدن، ضماد انداختن، مشمع انداختن روى
attachment
الصاق، وابستگى، تعلق، ضمیمه، دنبال، ضبط، حکم، دلبستگى