فرهنگ آریانپور
چروکیده کردن
#۷۰٬۸۲۴
pucker
(puchery =) ـ چروک، چین، جمع شدگى، چروک شدن، درهم کشیدن
crinkle
پیچاندن، تاب دادن، مضرس، زیگ زاگ، دندانه دندانه
crumple
مچاله، مچاله کردن، از اطو انداختن
wrinkle
آژنگ، چین، چروک، چین خوردگى، چین و چروک خوردن، چروکیده شدن، چروکیدن، چین دادن