فرهنگ آریانپور
چروک
#۷۰٬۸۰۲
crimp
چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول
plica
(plical =) ـ چین، تاه، شکن، ژولیدگى، چروک
wizen
خشکیده، چروک، لاغر، پژمرده یا پلاسیده
pucker
(puchery =) ـ چروک، چین، جمع شدگى، چروک شدن، درهم کشیدن
rumple
مچاله کردن، چروک دادن، تاه و چین دادن
puchery
(pucker =) ـ چروک، چین، جمع شدگى، چروک شدن، درهم کشیدن
wrinkle
آژنگ، چین، چروک، چین خوردگى، چین و چروک خوردن، چروکیده شدن، چروکیدن، چین دادن
shrinkage
انقباض، چروک، چروک خوردگى، آب رفتگى
seam
درز، بخیه، شکاف، درز لباس، خط اتصال، درز گرفتن، درز دادن، به وسیله درزگیرى به هم متصل کردن، به هم پیوستن، رگه نازک معدن
furrow
زمین یا مزرعه شخم زده، شیار، خط گود، شیاردار کردن، شیار زدن، شخم زدن