فرهنگ آریان‌پور

چروک

#۷۰٬۸۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

crimp

چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول

۲

plica

(plical =) ـ چین، تاه، شکن، ژولیدگى، چروک

۳

wizen

خشکیده، چروک، لاغر، پژمرده یا پلاسیده

۴

pucker

(puchery =) ـ چروک، چین، جمع شدگى، چروک شدن، درهم کشیدن

۵

rumple

مچاله کردن، چروک دادن، تاه و چین دادن

۶

puchery

(pucker =) ـ چروک، چین، جمع شدگى، چروک شدن، درهم کشیدن

۷

wrinkle

آژنگ، چین، چروک، چین خوردگى، چین و چروک خوردن، چروکیده شدن، چروکیدن، چین دادن

۸

shrinkage

انقباض، چروک، چروک خوردگى، آب رفتگى

۹

seam

درز، بخیه، شکاف، درز لباس، خط اتصال، درز گرفتن، درز دادن، به وسیله درزگیرى به هم متصل کردن، به هم پیوستن، رگه نازک معدن

۱۰

furrow

زمین یا مزرعه شخم زده، شیار، خط گود، شیاردار کردن، شیار زدن، شخم زدن