فرهنگ آریان‌پور

چرنده

#۷۰٬۷۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

feeder

خوراک دهنده، (غذا) خورنده، چرنده، (در جمع) چارپایان پروارى، رود فرعى، بطرى پستانک دار، سوخت رسان، ناودان

۲

browser

کسى که جسته و گریخته مى خواند

۳

trumpery

خرده ریز، خرت و پرت، سخن مهمل، زرق و برق دار، نادان فریب، خوش ظاهر، چرند