فرهنگ آریان‌پور

چرکین‌ کردن

#۷۰٬۷۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

mire

گل و شل، باتلاق، کثافت، لجن، گرفتارى، در منجلاب فرو بردن، در گل فرو بردن یا رفتن

۲

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى

۳

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن

۴

sully

آلوده شدن، لکه دار کردن، کثافت، آلودگى

۵

smirch

لکه، کثافت، ننگ، لکه دار کردن

۶

smudge

لکه، لک، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن

۷

begrime

چرک کردن، سیاه کردن

۸

contaminate

آلودن، ملوث کردن، سرایت دادن