فرهنگ آریانپور
چرکی
#۷۰٬۷۰۲
addle
چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن
pussy
چرک دار، چرکى، ریم آلود، گربه، دخترک، بیدمشک، شبدر صحرایى، گربه وار، مثل پیشى
septic
وابسته به گندیدگى، جسم عفونى، ماده عفونى، گندیده، آلوده، چرکى
purulent
چرک دار، چرکى
dinginess
تیرگى، چرکى، دودى رنگ
suppurative
چرکدار، چرکى، ریم آور