فرهنگ آریان‌پور

چرکی

#۷۰٬۷۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

addle

چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن

۲

pussy

چرک دار، چرکى، ریم آلود، گربه، دخترک، بیدمشک، شبدر صحرایى، گربه وار، مثل پیشى

۳

septic

وابسته به گندیدگى، جسم عفونى، ماده عفونى، گندیده، آلوده، چرکى

۴

purulent

چرک دار، چرکى

۵

dinginess

تیرگى، چرکى، دودى رنگ

۶

suppurative

چرکدار، چرکى، ریم آور