فرهنگ آریان‌پور

چرک نشستن

#۷۰٬۶۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rankle

چرک نشستن، چرک جمع کردن، جان گداز بودن، جانسوز بودن، عذاب دادن

۲

putrefy

گندیدن، متعفن شدن، پوسیدن، فاسد شدن، چرک نشستن، چرک کردن، گنداندن

۳

suppurate

ریم آوردن، چرک کردن، چرک نشستن، فساد جمع شدن