فرهنگ آریانپور
چرک
#۷۰٬۶۶۲
pus
چرک، ریم، فساد
dirt
چرک، کثافت، لکه، خاک
puss
چرک، گربه، پیشى، دخترک، زن جوان، لب، دهان، چهره
filth
چرک، کثافت، پلیدى، آلودگى، (مجازى) هرزه
fester
چرک، فساد، چرک کردن، گندیدن
soilure
چرک، کثافت، لکه، آلوده سازى
guck
کثافت، چرک
slag
تفاله، کف، چرک، درده، خاکستر، گداز آتشفشانى، فلز نیم سوخته، مزخرف، آشغال، تفاله گرفتن از
dingy
تیره رنگ، چرک، دودى رنگ
dirty
چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن
lymph
لنف، چشمه یا جوى آب، آب زلال، جراحت، چرک، شیره غذایى
frowsy
بدبو، (مجازى) شلخته، چرک، پلید، پوسیده، ترشیده
frowzy
بدبو، (مجازى) شلخته، چرک، پلید، پوسیده، ترشیده
impure
ناخالص، ژیژ، ناپاک، چرک، کثیف، ناصاف، نادرست
smeary
آغشته، آلوده، چرک، چرب، چسبناک، کثیف، لکه دار
pyorrhea
(pyorrhoea =) ـ چرک، چرک دندان، پیوره
pyorrhoea
(pyorrhea =) ـ چرک، چرک دندان، پیوره