فرهنگ آریان‌پور

چرخه

#۷۰٬۶۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

cycle

دور، دوره گردش، چرخ، سیکل، یک سرى داستان در باره یک موضوع به صورت دورانى یا متناوب ظاهر شدن، سوار دوچرخه شدن، چرخه، چرخه زدن

۲

whorl

فراهم، حلقه، پیچ، مارپیچى، حلقه یا پیچ خوردن

۳

wheel

چرخ، دور، چرخش، رل ماشین، چرخیدن، گرداندن wheel wheeled

۴

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۵

gyration

چرخش، گردش، چرخشى

۶

rotation

(rotational =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور