فرهنگ آریان‌پور

چرخک

#۷۰٬۵۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

rowel

چرخک، چرخک مهمیز، مهمیز، حلقه دهانه اسب، هر چیزى شبیه مهمیز و سیخک، مهمیز زدن

۲

trundle

چرخک، غلتک، بارکش کوتاه، تراندن، غلتاندن، گشتن، چرخیدن، غل خوردن

۳

caster

چرخ کوچک، چرخک، پرتاب کننده (بسایر معانى cast مراجعه شود)، تنگ کوچک ادویه یا سرکه، (در جمع) چرخ زیر صندلى یامیز، ستاره اول دو پیکر

۴

pulley

قرقره، چرخ چه، چرخک

۵

whirligig

فرفره، گرش، چرخک، (جانور شناسى) سوسکى که روى آب چرخ مى خورد، تصور واهى

۶

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۷

glide

سر خوردن، خرامش، سریدن، آسان رفتن، نرم رفتن، سبک پریدن، پرواز کردن بدون نیروى موتور، خزیدن

۸

gyration

چرخش، گردش، چرخشى

۹

wheelchair

صندلى چرخ دار