فرهنگ آریان‌پور

چرخش و فرود هواپیما

#۷۰٬۵۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

spin

(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن