فرهنگ آریان‌پور

چرخش

#۷۰٬۵۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

swirl

چرخش، چرخ خورى، حرکت چرخشى، گردیدن، گشتن، باعث چرخش شدن

۲

twirl

چرخش، گردش، چرخیدن

۳

gyration

چرخش، گردش، چرخشى

۴

volte face

چرخش بمنظور رو به رو شدن با حریف، چرخش

۵

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۶

spin

(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن

۷

turn

نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن

۸

troll

(افسانه توتنى) غول یا جن ساکن غار و کوه، دایره وار حرکت کردن، چرخیدن، چرخاندن گرداندن، گشتن، سرائیدن، چرخش

۹

wheel

چرخ، دور، چرخش، رل ماشین، چرخیدن، گرداندن

۱۰

whirl

چرخانیدن، چرخش، چرخیدن، گردش سریع، حرکت گردابى

۱۱

trepan

روند، متمایل شدن، تمایل داشتن، منجر شدن به، خم شدن، تمایل، چرخش، انحراف، خمیدگى، مسیر، استیل، سبک، روش، (معدن) جهت، طرف، سو

۱۲

tumble

رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى

۱۳

wrench

(معنى مجازى) نقشه فریبنده، عمل تند و وحشیانه، آچار، آچار فرانسه، تند، چرخش، پیچ دادن، پیچ خوردن واژه هاى شامل

۱۴

rotation

(rotational =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور

۱۵

evolution

تکامل، سیر تکاملى، فرضیه سیر تکامل، تغییر شکل، تحول، تکامل تدریجى، چرخش، حرکت دورانى، فرگشت

۱۶

revolution

واگشت، شورش، آشوب، انقلاب، حرکت انقلابى، چرخش، دور، دوران کامل

۱۷

rotational

(rotation =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور، چرخشى، دورانى