چرخش
#۷۰٬۵۴۹
swirl
چرخش، چرخ خورى، حرکت چرخشى، گردیدن، گشتن، باعث چرخش شدن
twirl
چرخش، گردش، چرخیدن
gyration
چرخش، گردش، چرخشى
volte face
چرخش بمنظور رو به رو شدن با حریف، چرخش
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن
spin
(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن
turn
نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن
troll
(افسانه توتنى) غول یا جن ساکن غار و کوه، دایره وار حرکت کردن، چرخیدن، چرخاندن گرداندن، گشتن، سرائیدن، چرخش
wheel
چرخ، دور، چرخش، رل ماشین، چرخیدن، گرداندن
whirl
چرخانیدن، چرخش، چرخیدن، گردش سریع، حرکت گردابى
trepan
روند، متمایل شدن، تمایل داشتن، منجر شدن به، خم شدن، تمایل، چرخش، انحراف، خمیدگى، مسیر، استیل، سبک، روش، (معدن) جهت، طرف، سو
tumble
رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى
wrench
(معنى مجازى) نقشه فریبنده، عمل تند و وحشیانه، آچار، آچار فرانسه، تند، چرخش، پیچ دادن، پیچ خوردن واژه هاى شامل
rotation
(rotational =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور
evolution
تکامل، سیر تکاملى، فرضیه سیر تکامل، تغییر شکل، تحول، تکامل تدریجى، چرخش، حرکت دورانى، فرگشت
revolution
واگشت، شورش، آشوب، انقلاب، حرکت انقلابى، چرخش، دور، دوران کامل
rotational
(rotation =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور، چرخشى، دورانى