فرهنگ آریان‌پور

چرخ زدن

#۷۰٬۴۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

eddy

گرداب کوچک، چرخ زدن، جریان مخالف

۲

gyre

گردش دایره، حلقه، دور، چرخ زدن

۳

gurge

(eddy , surge =) ـ گرداب کوچک، چرخ زدن، جریان مخالف، موج غلتان، موج خروشان، جریان سریع و غیر عادى، برق موجى از هوا، تشکیل موج دادن، موجدار بودن، خروشان بودن، موج زدن

۴

gyrate

دایره اى، حلقه اى، چرخ زدن، دوران داشتن

۵

pirouette

(در رقص) چرخ سریع، چرخ روى پاشنه، چرخ زدن

۶

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۷

waltz

موزیک و رقص، والس، والس رقصیدن، وابسته به والس

۸

wheel

چرخ، دور، چرخش، رل ماشین، چرخیدن، گرداندن

۹

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۱۰

revolve

چرخیدن، گردیدن، گردش کردن، سیر کردن، دور زدن، تغییر کردن