فرهنگ آریانپور
چرخ خوردن
#۷۰٬۴۱۱
reel
حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن
skew
کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب
swim
(past: swam ; past participle: swum) ـ شنا کردن، شناور شدن، شنا، شناورى