فرهنگ آریان‌پور

چرخ‌ خوردن

#۷۰٬۴۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۲

skew

کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب

۳

swim

(past: swam ; past participle: swum) ـ شنا کردن، شناور شدن، شنا، شناورى