فرهنگ آریان‌پور

چرب کردن

#۷۰٬۳۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

baste

چرب کردن (گوشت کباب)، نم زدن، (در گویش) شلاق زدن، زخم زبان زدن، کوک موقتى (بلباس)

۲

dub

با تماس شمشیر به شانه شخصى لقب شوالیه به او اعطا کردن، تفویض مقام کردن، چرب کردن، (در سینما) فیلم را دوبله کردن

۳

creesh

چاق، چرب، چرب کردن

۴

grease

گریس، روغن اتومبیل، روغن، چربى، مداهنه، چاپلوسى، روغن زدن، چرب کردن، رشوه دادن

۵

liquor

مشروب خوردن یا خوراندن، مشروب، نوشابه، مشروب الکلى، با روغن پوشاندن، چرب کردن، مایع زدن، مشروب زدن به

۶

lubricate

روغن زدن، روان کردن، روان سازنده، چرب کردن، لیز کردن