فرهنگ آریان‌پور

چراندن

#۷۰٬۲۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

graze

چراندن، تغذیه کردن از، چریدن، خراش، خراشیدن، گله چراندن

۲

feed

(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه

۳

grass

علف، سبزه، چمن، مارى جوانا، با علف پوشاندن، چمن زار کردن، چراندن، چریدن، علف خوردن

۴

summer

تابستان، تابستانى، چراندن، تابستان را بسر بردن، ییلاق

۵

pasture

(Pasturage =) ـ چراگاه، مرتع، گیاه و علق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن