فرهنگ آریانپور
چراگاه
#۷۰٬۲۸۴
pasture
(Pasturage =) ـ چراگاه، مرتع، گیاه و علق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن
pasturage
(Pasture =) ـ چراگاه، مرتع، گیاه و علق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن
range
برد، محدوده، حوزه، تغییر کردن، رسایى، چشم رس، تیررس، دسترسى، حدود، خط مبنا، منحنى مبنا، در صف آوردن، آراستن، مرتب کردن، میزان کردن، عبور کردن، مسطح کردن، سیر و حرکت کردن
grazing
چراندن، تغذیه کردن از، چریدن، خراش، خراشیدن، گله چراندن
grassland
چمنزار grazing (la