فرهنگ آریان‌پور

چرا کردن

#۷۰٬۱۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

feed

(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه

۲

graze

چراندن، تغذیه کردن از، چریدن، خراش، خراشیدن، گله چراندن