فرهنگ آریان‌پور

چالش‌ کردن

#۶۹٬۹۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

defy

به مبارزه طلبیدن، تحریک جنگ کردن، شیر کردن

۲

challenge

به مبارزه طلبیدن، رقابت کردن، سرپیچى کردن، سرتافتن، متهم کردن، طلب حق، گردن کشى، دعوت به جنگ