فرهنگ آریان‌پور

چال‌ کردن

#۶۹٬۹۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dig

(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن

۲

bury

به خاک سپردن، دفن کردن، از نظر پوشاندن