فرهنگ آریان‌پور

چال

#۶۹٬۹۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pit

چال، چال دار کردن، گودال، حفره، چاله، سیاه چال، هسته آلبالو و گیلاس و غیره، به رقابت واداشتن، هسته میوه را درآوردن، در گود مبارزه قرار دادن

۲

foss

چال، خندق، گودال

۳

fosse

چال، خندق، گودال

۴

trench

چال، جان پناه، خندق، گودال، سنگر، استحکامات خندقى، شیار طولانى، کندن، خندق زدن

۵

cavern

غار، حفره زیرزمینى، مغاک، چال، گودال، حفره

۶

lubritorium

جایگاه مخصوص روغن کارى ماشین، محل روغن کارى، چال، چاله سرویس

۷

hole

سوراخ، گودال، حفره، نقب، لانه خرگوش و امثال آن، روزنه کندن، در لانه کردن

۸

ditch

خندق، حفره، راه آب، نهر آب، گودال کندن

۹

cavity

گودال، کاوى، کاواک، حفره، کرم خوردگى دندان

۱۰

crater

دهانه آتش فشان، دهانه کوه هاى ماه، دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب و غیره

۱۱

dimple

چاه زنخدان، گودى (بدن و زنخدان و گونه)

۱۲

hollow

پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن

۱۳

socket

پریز، بوشن، حفره، جا، خانه، کاسه، گوده، حدقه، جاى شمع (در شمعدان)، سرپیچ، کاسه چشم، در حدقه یا سرپیچ قرار دادن

۱۴

sinkhole

چاه فاضل آب، گودال، منجلاب، تله پول