چاق و چله
#۶۹٬۸۴۹
fubsy
چاق و چله، گوشتالو، کوتاه و کلفت، قوز کرده
chuffy
چاق و چله، کوتوله و چاق (مثل خوک)، ترشرو، عبوس
lob
گوشت یا پوست آویخته، غبغب، چاق و چله، چاق، گوشت آلو، آدم خپله و سنگین، چیزى را سنگین بزمین زدن، با تنبلى و سنگینى حرکت کردن، خم شدن، به آهستگى پرتاب کردن
buxom
خوش هیکل، چاق و چله، خوش، خوشدل
gawsy
(gawsie =) ـ خوش بنیه، چاق و چله، با نشاط، خوش نما
plump
گوشتالو، فربه، چاق و چله، فربه ساختن، گوشتالو کردن، چاق شدن، صداى تلپ تلپ، محکم افتادن یا افکندن
squab
خپله، چاق و چله، تپلى، کوسن، نیمکت، جوجه
fodgel
(buxom =) ـ خوش هیکل، چاق و چله، خوش، خوشدل
gawsie
(gawsy =) ـ خوش بنیه، چاق و چله، با نشاط، خوش نما
roly poly
آدم پست، آدم خپله، چاق و چله
round
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد
sleek
نرم، براق، صیقلى، صاف، شفاف، چرب و نرم، صیقلى کردن، صاف کردن
chubby
خپله، چاق، گوشتالو، پهن رخسار
rotund
گوشتالو، خپله، تپل، گلوله وار، پر آب و تاب