چاشنی
#۶۹٬۸۱۹
detonator
چاشنى، منفجر کننده
sauce
سوس، چاشنى، آب خورش، جاشنى غذا، رب، چاشنى زدن به، خوشمزه کردن، نم زدن
spice
ادویه، چاشنى غذا، ادویه زدن به
flavor
مزه و بو، مزه، طعم، چاشنى، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنى زدن به، معطر کردن
relish
ذائقه، مزه، طعم، چاشنى، ذوق، رغبت، اشتها، مزه آوردن، خوش مزه کردن، با رغبت خوردن، لذت بردن از
amorce
خرج باروت، چاشنى
garnish
آرایش دادن، چاشنى زدن (بخوراک)، چاشنى زدن به، آرایش
flavour
مزه و بو، مزه، طعم، چاشنى، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنى زدن به، معطر کردن
flavoring
مزه و بو، مزه، طعم، چاشنى، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنى زدن به، معطر کردن
seasoning
فصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن season
condiment
ادویه، نمک و فلفل، چاشنى، ادویه زدن
garniture
(embellishment =) ـ تزیین، چاشنى، مخلفات
flavouring
مزه و بو، مزه، طعم، چاشنى، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنى زدن به، معطر کردن
zest
مزه، رغبت، میل، خوشمزه کردن
marinade
آب نمک که سرکه و شراب و ادویه به آن زده و گوشت ماهى را در آن مى خوابانند
dressing
لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن dress