فرهنگ آریان‌پور

چاروق

#۶۹٬۸۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

clog

کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن

۲

clodhopper

روستایى، دهاتى، (مجازى) ساده، کفش هاى زمخت سنگین