فرهنگ آریان‌پور

چارچوب بندی‌ کردن

#۶۹٬۷۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

frame

قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن