فرهنگ آریانپور
چاپلوسی کردن
#۶۹٬۶۸۶
flatter
چاپلوسى کردن، تملق گفتن از
truckle
چاپلوسى کردن، با چرخ کوچک مخصوص غلتاندن، چرخ
wagtail
چاپلوسى کردن، دم تکان دادن، نوعى گنجشک
collogue
چاپلوسى کردن، موافقت دروغى کردن، توطئه چیدن، محرمانه گفتگو کردن
gloze
(gloss =) ـ تفسیر کردن، خدعه زدن، چاپلوسى کردن، عیب پوشى
butter
کره، روغن، روغن زرد، کره مالیدن روى، چاپلوسى کردن
fleech
(wheedle , coax =) ـ ریشخند کردن، چاپلوسى کردن
fraise
شلوغ، و لوله، چاپلوسى، چاپلوسى کردن، ریشخند کردن، گشادتر کردن سوراخ، اره مدور، نرده دار کردن، دهانه چیزى را گشادتر کردن
slaver
کشتى حامل بردگان، برده فروش، تاجر برده، آب دهان، آب دهان روان ساختن، چاپلوسى کردن، گلیز مالیدن، بزاق از دهان ترشح کردن، آب افتادن دهان (از شوق)
blandish
ریشخند کردن، نوازش کردن، چاپلوسى کردن
soft soap
چاپلوسى، چاپلوسى کردن، تملق
sweet talk
ریشخند کردن، چاپلوسى کردن، تملق گفتن