فرهنگ آریان‌پور

چاپلوسی کردن

#۶۹٬۶۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

flatter

چاپلوسى کردن، تملق گفتن از

۲

truckle

چاپلوسى کردن، با چرخ کوچک مخصوص غلتاندن، چرخ

۳

wagtail

چاپلوسى کردن، دم تکان دادن، نوعى گنجشک

۴

collogue

چاپلوسى کردن، موافقت دروغى کردن، توطئه چیدن، محرمانه گفتگو کردن

۵

gloze

(gloss =) ـ تفسیر کردن، خدعه زدن، چاپلوسى کردن، عیب پوشى

۶

butter

کره، روغن، روغن زرد، کره مالیدن روى، چاپلوسى کردن

۷

fleech

(wheedle , coax =) ـ ریشخند کردن، چاپلوسى کردن

۸

fraise

شلوغ، و لوله، چاپلوسى، چاپلوسى کردن، ریشخند کردن، گشادتر کردن سوراخ، اره مدور، نرده دار کردن، دهانه چیزى را گشادتر کردن

۹

slaver

کشتى حامل بردگان، برده فروش، تاجر برده، آب دهان، آب دهان روان ساختن، چاپلوسى کردن، گلیز مالیدن، بزاق از دهان ترشح کردن، آب افتادن دهان (از شوق)

۱۰

blandish

ریشخند کردن، نوازش کردن، چاپلوسى کردن

۱۱

soft soap

چاپلوسى، چاپلوسى کردن، تملق

۱۲

sweet talk

ریشخند کردن، چاپلوسى کردن، تملق گفتن