فرهنگ آریانپور
چاپلوسانه
#۶۹٬۶۸۰
silky
ابریشم نما، ابریشمى، نرم، چاپلوسانه
greasy
روغنى، چرب، روغن دار، (مجازى) چاپلوسانه
smooth
سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن
fulsome
فراوان، مفصل، فربه، شهوانى، تهوع آور، زننده، اغراق آمیز، غلیظ، زیاد، زشت، پلید
flattering
چاپلوسى کردن، تملق گفتن از
sycophantic
چاپلوس، متملق، مفتخور، طفیلى، تملق آمیز flatteringly
obsequiously
چاپلوس، متملق، سبزى پاک کن، فرمانبردار