فرهنگ آریان‌پور

چاپلوسانه

#۶۹٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

silky

ابریشم نما، ابریشمى، نرم، چاپلوسانه

۲

greasy

روغنى، چرب، روغن دار، (مجازى) چاپلوسانه

۳

smooth

سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن

۴

fulsome

فراوان، مفصل، فربه، شهوانى، تهوع آور، زننده، اغراق آمیز، غلیظ، زیاد، زشت، پلید

۵

flattering

چاپلوسى کردن، تملق گفتن از

۶

sycophantic

چاپلوس، متملق، مفتخور، طفیلى، تملق آمیز flatteringly

۷

obsequiously

چاپلوس، متملق، سبزى پاک کن، فرمانبردار