فرهنگ آریانپور
چاپ کردن
#۶۹٬۶۲۵
چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن
publish
چاپ کردن، طبع و نشر کردن، منتشر کردن
run
(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد
issue
بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره
compose
سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن
publication
نشر، انتشار، طبع و نشر، اشاعه، نشریه