فرهنگ آریان‌پور

چاپ‌ کردن

#۶۹٬۶۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

print

چاپ کردن، چاپ، طبع، عکس چاپى، مواد چاپى، منتشر کردن، ماشین کردن

۲

publish

چاپ کردن، طبع و نشر کردن، منتشر کردن

۳

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۴

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره

۵

compose

سرودن، ساختن، درست کردن، تصنیف کردن

۶

publication

نشر، انتشار، طبع و نشر، اشاعه، نشریه