جیغ
#۶۹٬۴۸۰
scream
جیغ زدن، ناگهانى گفتن، جیغ
shriek
جیغ زدن (مثل بعضى از پرندگان)، فریاد دلخراش زدن، جیغ، فریاد
squawk
جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد
squeal
جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن
fret
اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن
shout
فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن
skirl
صداى جیغ، جیغ، صداى زیر، صداى نى انبان، صداى گردباد، بسرعت باد فرار کردن
catcall
صداى سوت، جیغ، سوت (مخصوصاً در نمایش که نشانه نارضایتى مردم است)
screech
صداى بلند، جیغ، فریاد شبیه جیغ، صداى گوشخراش، فریاد کردن، جیغ کشیدن، صداى ناهنجار (مثل صداى ترمز ماشین) ایجاد کردن
vociferation
فریاد، داد، نعره، جیغ، داد و بیداد
pipe
پیپ، چپق، (موسیقى) نى، ناى، فلوت، نى زنى، لوله حمل مواد نفتى، ساقه توخالى گیاه، نى زدن، فلوت زدن، با صداى تیز و زیر حرف زدن، صفیر زدن، لوله کشى کردن، لوله
outcry
فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد