فرهنگ آریان‌پور

جیغ

#۶۹٬۴۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

scream

جیغ زدن، ناگهانى گفتن، جیغ

۲

shriek

جیغ زدن (مثل بعضى از پرندگان)، فریاد دلخراش زدن، جیغ، فریاد

۳

squawk

جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد

۴

squeal

جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن

۵

fret

اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن

۶

shout

فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن

۷

skirl

صداى جیغ، جیغ، صداى زیر، صداى نى انبان، صداى گردباد، بسرعت باد فرار کردن

۸

catcall

صداى سوت، جیغ، سوت (مخصوصاً در نمایش که نشانه نارضایتى مردم است)

۹

screech

صداى بلند، جیغ، فریاد شبیه جیغ، صداى گوشخراش، فریاد کردن، جیغ کشیدن، صداى ناهنجار (مثل صداى ترمز ماشین) ایجاد کردن

۱۰

vociferation

فریاد، داد، نعره، جیغ، داد و بیداد

۱۱

pipe

پیپ، چپق، (موسیقى) نى، ناى، فلوت، نى زنى، لوله حمل مواد نفتى، ساقه توخالى گیاه، نى زدن، فلوت زدن، با صداى تیز و زیر حرف زدن، صفیر زدن، لوله کشى کردن، لوله

۱۲

outcry

فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد