فرهنگ آریان‌پور

جویی کردن - عیب -

#۶۹٬۴۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

carp

عیب جویى کردن، از روى خرده گیرى صحبت کردن، گله کردن، (جانور شناسى) ماهى کول، کپور

۲

cavil

خرده گیرى کردن، عیب جویى کردن، خرده گیرى، عیب جویى

۳

impugn

رد کردن، اعتراض کردن (به)، تکذیب کردن، عیب جویى کردن، مورد اعتراض قرار دادن

۴

impeach

متهم کردن، به دادگاه جلب کردن، احضار نمودن، عیب گرفتن از، عیب جویى کردن، تردید کردن در، باز داشتن، مانع شدن، اعلام جرم کردن

۵

vituperate

توبیخ کردن، بد گفتن، ناسزا گفتن، سرزنش کردن، عیب جویى کردن