فرهنگ آریان‌پور

جوهر

#۶۹٬۲۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

aniline

جوهر

۲

ink

مرکب، جوهر، مرکب زدن

۳

acid

ترش، حامض، سرکه مانند، داراى خاصیت اسید، جوهر اسید، (مجازى) ترشرو، بداخلاق، بدجنسى، جوهر، محک

۴

being

زمان حال فعل to be، هستى، وجود، آفریده، مخلوق، موجود زنده، شخصیت، جوهر، فرتاش

۵

heart

قلب، سینه، آغوش، مرکز، دل و جرات، رشادت، مغز درخت، عاطفه، لب کلام، جوهر، دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن، بدل گرفتن

۶

juice

آب میوه، شیره، عصاره، شربت، جوهر

۷

marrow

مغز استخوان، مخ، مغز، قسمت عمده، جوهر

۸

matter

ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، چیز، اهمیت، مهم بودن، اهمیت داشتن

۹

quiddity

چیستى، ذات، ماهیت، جوهر، ناچیز

۱۰

substance

جسم، جوهر، مفاد، استحکام، ماده، شیى، جنس، ماده اصلى، ذات، مفهوم، دوام، مسند

۱۱

quintessence

پنجمین و بالاترین عنصر وجود، عنصر پنجم یعنى " اثیر " یا " اتر "، جوهر، اصل

۱۲

core

مغز و درون هر چیزى، چنبره، هسته

۱۳

germ

میکرب، جنین، اصل، ریشه، منشاء واژه هاى شامل

۱۴

spirit

روح، جان، روان، رمق، روحیه، جرات، روح دادن، به سر خلق آوردن

۱۵

content

محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن

۱۶

essence

فروهر، هستى، وجود، ماهیت، گوهر، ذات، اسانس