فرهنگ آریانپور
جولان دادن
#۶۹٬۲۷۲
flaunt
به رخ کشیدن، بالیدن، خرامیدن، جولان دادن، خودنمایى، جلوه
swab
جاروب، اسفنج زمین شویى، لوله پاک کن، سنبه جراحى، گرد و خاک گرفتن، زدودن، پیچیدن، تاب خوردن، سنبه زدن، با کهنه آب چیزى را کشیدن، پنبه براى پاک کردن زخم و گوش و غیره
strut
خرامیدن، خرامش، قدم زنى با تبختر
parade
رژه، سان، نمایش با شکوه، جلوه، نمایش، خودنمایى، جولان، میدان رژه، تظاهرات، عملیات دسته جمعى، اجتماع مردم، رژه رفتن، خود نمایى کردن
prance
خرامش از روى تکبر، جفتک زدن، با تکبر راه رفتن، (در موراسب) روى دو پا بلند شدن، سوار اسب چموش شدن
saunter
ولگردى کردن، پرسه زدن، گردش