فرهنگ آریان‌پور

جولان دادن

#۶۹٬۲۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flaunt

به رخ کشیدن، بالیدن، خرامیدن، جولان دادن، خودنمایى، جلوه

۲

swab

جاروب، اسفنج زمین شویى، لوله پاک کن، سنبه جراحى، گرد و خاک گرفتن، زدودن، پیچیدن، تاب خوردن، سنبه زدن، با کهنه آب چیزى را کشیدن، پنبه براى پاک کردن زخم و گوش و غیره

۳

strut

خرامیدن، خرامش، قدم زنى با تبختر

۴

parade

رژه، سان، نمایش با شکوه، جلوه، نمایش، خودنمایى، جولان، میدان رژه، تظاهرات، عملیات دسته جمعى، اجتماع مردم، رژه رفتن، خود نمایى کردن

۵

prance

خرامش از روى تکبر، جفتک زدن، با تکبر راه رفتن، (در موراسب) روى دو پا بلند شدن، سوار اسب چموش شدن

۶

saunter

ولگردى کردن، پرسه زدن، گردش