فرهنگ آریانپور
جوک
#۶۹٬۲۶۱
gag
دهان بند بستن، پوزه بند بستن، محدود کردن، مانع فراهم کردن براى، شیرین کارى، قصه یا عمل خنده آور، (پزشکى) دهان باز کن
jest
لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن
joke
شوخى، لطیفه، بذله، شوخى کردن
crack
کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن
story
حکایت، داستان، نقل، روایت، گزارش، شرح، طبقه، اشکوب، داستان گفتن، به صورت داستان در آوردن
pleasantry
لطیف طبعى، بذله گویى، شوخى