فرهنگ آریان‌پور

جوک

#۶۹٬۲۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

gag

دهان بند بستن، پوزه بند بستن، محدود کردن، مانع فراهم کردن براى، شیرین کارى، قصه یا عمل خنده آور، (پزشکى) دهان باز کن

۲

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۳

joke

شوخى، لطیفه، بذله، شوخى کردن

۴

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن

۵

story

حکایت، داستان، نقل، روایت، گزارش، شرح، طبقه، اشکوب، داستان گفتن، به صورت داستان در آوردن

۶

pleasantry

لطیف طبعى، بذله گویى، شوخى