فرهنگ آریان‌پور

جوشیدن

#۶۹٬۲۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

perk

سربالا گرفتن، سینه جلو دادن، خود را گرفتن، باد کردن، آراستن، صاف کردن، جوشیدن

۲

bubble

حباب، جوشیدن، قلقل زدن، حباب برآوردن، (مجازى) خروشیدن، جوشاندن، گفتن، بیان کردن، آبسوار، (مجازى) اندیشه پوچ

۳

gurgle

غرغره، شرشر، غرغره کردن، جوشیدن، شرشر کردن

۴

seethe

غلیان، جوش و خروش، تلاطم، جوشیدن، جوشاندن

۵

fizz

صداى فش فش، گاز مشروبات، چابگى، سرزندگى، هیجان داشتن، (در مورد مشروب گازدار) گاز داشتن

۶

boil

کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن