فرهنگ آریانپور
جوشیدن
#۶۹٬۲۴۳
perk
سربالا گرفتن، سینه جلو دادن، خود را گرفتن، باد کردن، آراستن، صاف کردن، جوشیدن
bubble
حباب، جوشیدن، قلقل زدن، حباب برآوردن، (مجازى) خروشیدن، جوشاندن، گفتن، بیان کردن، آبسوار، (مجازى) اندیشه پوچ
gurgle
غرغره، شرشر، غرغره کردن، جوشیدن، شرشر کردن
seethe
غلیان، جوش و خروش، تلاطم، جوشیدن، جوشاندن
fizz
صداى فش فش، گاز مشروبات، چابگى، سرزندگى، هیجان داشتن، (در مورد مشروب گازدار) گاز داشتن
boil
کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن