فرهنگ آریان‌پور

جوشش

#۶۹٬۲۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

boil

کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن

۲

gush

ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن

۳

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۴

decoction

جوشاندن، پخت، عصاره گیرى

۵

ebullience

گرمى و نشاط ebullition

۶

effervescence

جوش، گاز (نوشیدنیها)، طراوت و شادى