فرهنگ آریانپور
جوشاندن
#۶۹٬۲۰۹
decoction
جوشاندن، پخت، عصاره گیرى
boil
کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن
bubble
حباب، جوشیدن، قلقل زدن، حباب برآوردن، (مجازى) خروشیدن، جوشاندن، گفتن، بیان کردن، آبسوار، (مجازى) اندیشه پوچ
seethe
غلیان، جوش و خروش، تلاطم، جوشیدن، جوشاندن
decoct
جوشانیدن، پختن، (معنى مجازى) گواریدن