فرهنگ آریان‌پور

جوشاندن

#۶۹٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

decoction

جوشاندن، پخت، عصاره گیرى

۲

boil

کورک، دمل، جوش، التهاب، هیجان، تحریک، جوشاندن، به جوش آمدن، خشمگین شدن

۳

bubble

حباب، جوشیدن، قلقل زدن، حباب برآوردن، (مجازى) خروشیدن، جوشاندن، گفتن، بیان کردن، آبسوار، (مجازى) اندیشه پوچ

۴

seethe

غلیان، جوش و خروش، تلاطم، جوشیدن، جوشاندن

۵

decoct

جوشانیدن، پختن، (معنى مجازى) گواریدن