فرهنگ آریان‌پور

جوش و خروش

#۶۹٬۲۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

foam

کف، جوش و خروش، حباب هاى ریز، کف کردن، کف به دهان آوردن

۲

seethe

غلیان، جوش و خروش، تلاطم، جوشیدن، جوشاندن

۳

tempest

توفان، تندباد، تندى، جوش و خروش، هیجان، توفان ایجاد کردن، توفانى شدن

۴

fuss

هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن

۵

fever

تب، (مجازى) هیجان، تب دار کردن

۶

furor

دیوانگى، خشم زیاد، عشق مفرط، غضب

۷

flurry

سرآسیمگى، تپش، باد ناگهانى، سراسیمه کردن، آشفتن، طوفان ناگهانى، باریدن ناگهانى

۸

ferment

ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب

۹

flutter

بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن

۱۰

sparkle

تلالوء داشتن، جرقه زدن، چشمک زدن، برق، تلالوء، جرقه، درخشش

۱۱

sensation

احساس، حس، شور، تاثیر، (معنى مجازى) ظاهر

۱۲

excitement

شور، تهییج

۱۳

pandemonium

مرکز دوزخ، کاخ شیطان، دوزخ، غوغا

۱۴

fermentation

تخمیر

۱۵

effervescence

جوش، گاز (نوشیدنیها)، طراوت و شادى